بلوک های سر خیابون _ 2
بلوک های سر خیابون
نویسنده: فرنوش زنگوئی ـ قسمت دوم
سوم
- بفرمایید ؟!
- سلام خانوم . از راهنمایی هدایت تماس می گیرم . می توونم با خانوم صالحی صحبت کنم ؟!
- منزل نیستن . مشکلی پیش اومده ؟!
- نه عزیزم . من شیرازی هستم . مشاوره مدرسه آیین جون . می خواستم اگه بشه یه چند کلمه ای با مادر صحبت کنم .
- نیم ساعت دیگه برمی گردن . اگه اتفاقی افتاده لطف می کنید به من بگید .
- نگران نشو عزیزم . فقط آیین جون رو امروز ناظم مدرسه برای برداشتن زیر ابروش گرفته
- زیر ابرو ؟!!!
- بله متاسفانه یه 3 روز از مدرسه اخراجش کردن . البته این کار ضروریه .چون بچه ها همه به هم نگاه می کنن . می دونید که قانون مدرسه اس .
چهارم
- فردا پروندتو می گیرم از این مدرسه می برمت .
- آخه واسه چی ؟ گفتم که اشتباه کردم .
- اشتباه کردی ؟!!!!! آخه چی فکر کردی ؟ فکر کردی بی صاحبی تو هم مثله اون دختره ی آشغال ... اسمش چی بود آیدا ؟!
- مریم .
- مامان به خدا مریم این کارو نکرده . من که گفتم اشتباه کردم ببخشید .
- فکر کردی بی صاحبی هر غلطی دلت خواست بکنی . ابرو هاتو بر می داری اون وقت موهاتو
- می ریزی تو صورتت تا من نفهمم. آره ؟! بی شعوره !!!!!!!!!
- مامان ولش کن . غلط کرد . دیگه از این کارا نمی کنه . اشتباه کرد . این 3 روز رو که خونه بمونه از درساش عقب می افته براش کافیه . آیین تو هم برو تو اتاقت . بشین سر درسات .
- نه نرو تو اتاقت وایسا جواب سوال منو بده . واسه چی این کارو کردی ؟ آخه کی به یه بچه دوم راهنمایی نگاه می کنه ؟ هان !!!!!!
- ول کن مادر من . حالا که چیزی نشده . مدرسه خودش متوجه شده . حالا شما دیگه ول کن . آیین هم که گفت اشتباه کرده .
- ای خدا اینه جواب این همه سال تک وتنها زحمت کشیدنم . بچمو از مدرسه اخراج کنن.
- بیا این آب قند رو بخور قلبت درد می گیره .
