... و دعا کنیم ...
امشب آخرین شب قدر است ... آخرین شب ... کلمه آخرین گاهی اوقات چقدر تلخ است ... امشب کارنامه اعمال ما تا قدری دیگر به دست امام زمان امضاء می شود ...
کمی به عقب برگردیم ... از شب قدر قبل تا این آخرین شب قدر امسال چقدر توانسته ایم خودمان را به خدا نزدیکتر کنیم؟ چقدر توانسته ایم زنگار گناه را از دلمان پاک کنیم ...
بگذریم ...
بیائید در این شب عزیز که از هزار ماه برتر است ...
از خدا بخواهیم ظهور مولا و آقایمان را نزدیکتر سازد. گل نرگس بی قراریم بیا ...
از خدا بخواهیم خداوند بزرگ و متعال همه گناهانمان را در این شب عزیز ببخشاید و در روز محشر بر ما رحم کند ...
از خدا بخواهیم که خداوند همه مریض ها را شفا عنایت کند ...
از خداوند تبارک و تعالی بخواهیم تا عاقبت همه مان را ختم به خیر کند ...
از او بخواهیم تا آنی و کمتر از آنی ما را به خودمان وانگذارد ...
...
...
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا ...
شب پاک شدن از گناهان بر شما مبارک باد ...
آیا شب قدری دیگر زنده ایم؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 19:9  توسط حمید رضا الوندی
|

قسمت شانزدهم
برای مطالعه قسمت های قبل بر روی تصویر بالا و یا اینجا کلیک کنید
دانلود کتاب الکترونیکی حجاب (130 کیلو بایت)
زينت
در جمله بعد میفرمايد : " « و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها »" . كلمه " زينت " در عربی از كلمه " زيور " فارسی اعم است . زيرا زيور به زينتهائی گفته میشود كه از بدن جدا میباشد مانند طلا آلات و جواهرات ، ولی كلمه زينت هم به اين دسته گفته میشود و هم به آرايشهائی كه به بدن متصل است نظير سرمه و خضاب . مفاد اين دستور اينست كه زنان نبايد آرايش و زيور خود را آشكار سازند . سپس دو استثناء برای اين وظيفه ذكر شده است كه هر دو را مفصلا مورد بحث قرار میدهيم :
استثناء اول :
" « الا ما ظهر منها »" يعنی جز زينتهائی كه آشكار است . از اين عبارت چنين استفاده میشود كه زينتهای زن دو نوع است . يك نوع زينتی است كه آشكار است . نوع ديگر زينتی است كه " درباره اين استثناء سه قول است : اول اينكه مراد از زينت آشكار جامهها است ( جامههای رو ) ، و مراد از زينت نهان پای برنجن ( 1 ) و گوشواره و دستبند است . اين قول از ابن مسعود صحابی معروف نقل شده است .
قول دوم اينكه مراز از زينت ظاهره سرمه و انگشتر و خضاب دست است ، يعنی زينتهائی كه در چهره و دو دست تا مچ واقع میشود . اين ، قول ابن عباس است .
قول سوم اينست كه مراد از زينت آشكار ، خود چهره و دو دست تا مچ است . اين ، قول ضحاك و عطا است " . در تفسير صافی ذيل اين جمله يك عده روايات از ائمه اطهار نقل میكند كه ما بعد نقل خواهيم كرد .
در تفسير كشاف میگويد : " زينت عبارت است از چيزهائی كه زن خود را بدانها میآرايد از قبيل طلاآلات ، سرمه ، خضاب . زينتهای آشكار از قبيل انگشتر ، حلقه ، سرمه و خضاب مانعی نيست كه آشكار بشود و اما زينتهای پنهان از قبيل دست برنجن ، پای برنجن ، بازوبند ، گردنبند ، تاج ، كمربند ، گوشواره بايد پوشانيده شود . مگر از عدهای كه در خود آيه استثنا شدهاند " . میگويد :
" در آيه پوشانيدن خود زينتهای باطنه مطرح شده است نه محلهای آنها از بدن . اين به خاطر مبالغه در لزوم پوشانيدن آن قسمتهای از بدن است از قبيل ذراع ، ساق پا ، بازو ، گردن ، سر ، سينه ، گوش " . آنگاه صاحب كشاف پس از بحثی درباره موهای عاريتی كه به موی زن وصل میشود ، و بحث ديگری درباره تعيين مواضع زينت ظاهره اين بحث را پيش میكشد كه فلسفه استثناء زينتهای ظاهره از قبيل سرمه و خضاب و گلگونه و انگشتر و حلقه و مواضع آنها از قبيل چهره و دو دست چيست ؟
در جواب میگويد : " فلسفهاش اينست كه پوشانيدن اينها حرج است ، كار دشواری است بر زن . زن چارهای ندارد از اينكه با دو دستش اشياء را بردارد يا بگيرد و چهرهاش را بگشايد . خصوصا در مقام شهادت دادن و در محاكمات و در موقع ازدواج . چارهای ندارد از اينكه در كوچهها راه برود و خواه ناخواه از ساق به پائينتر يعنی قدمهايش معلوم میشود ، خصوصا زنان فقير ( كه جوراب و احيانا كفش ندارند ) . و اينست معنی جمله " « الا ما ظهر منها »" . در حقيقت مقصود اينست : مگر آنچه عاده و طبعا آشكار است و اصل اول ايجاب میكند كه آشكار باشد " .
صاحب كشاف آنگاه وارد فلسفه استثناء دوم ( محارم ) میشود . سپس وضع زنان را قبل از نزول اين آيات شرح میدهد كه گريبانهايشان گشاد و باز بود ، گردن و سينه و اطراف سينهشان ديده میشد ، و دامن روسريها را معمولا از پشت سر بر میگرداندند و قهرا قسمتهای گردن و بناگوش و سينه ديده میشد . فخر رازی در تفسير كبير پس از اينكه بحثی میكند درباره اينكه آيا لغت زينت تنها به زيبائيهای مصنوعی گفته میشود و يا زيبائيهای طبيعی را هم شامل است و خود رأی دوم را انتخاب میكند ، میگويد : " به عقيده كسانی مانند قفال كه میگويند مراد زيبائيهای طبيعی است ، مقصود از زينت آشكار ، چهره و دو دست تا مچ است در زنها ، و چهره و دو دست و دو پا است در مردها . به عقيده قفال چون ضرورت معاشرت ايجاب میكرده كه چهره و دو دست تا مچ باز باشد و شريعت اسلام شريعت سهل و آسان است پوشانيدن چهره و دو دست تا مچ واجب نشده است . . . و اما كسانی كه زينت را به امور مصنوعی حمل كردهاند گفتهاند مقصود از زينت ظاهره زينت چهره و دستها است از قبيل وسمه و گلگونه و خضاب و انگشتر . و علت اين استثناء اين است كه پوشانيدن اينها برای زن دشوار است . زن ناچار است كه با دستهای خود اشياء را بردارد و در مقام شهادت و محاكمه و ازدواج ناچار است چهره خويش بگشايد " .
درباره اين استثناء از ائمه اطهار عليه السلام زياد پرسش شده است و آنها جواب دادهاند . ما چند روايت از كتب حديث نقل میكنيم . در تفسير صافی نيز همين روايتها غالبا نقل شده است . ظاهرا در روايات شيعه در اين جهت اختلافی نيست . اينك روايتها :
1ـ «عن زراره عن ابی عبدالله عليه السلام فی قوله » تعالی : " الا ما ظهر منها " قال : الزينة الظاهره الكحل و الخاتم» ( 1 ) .
يعنی از امام صادق سؤال شد كه مقصود از زينت آشكار كه پوشيدنش برای زن واجب نيست چيست ؟ فرمود زينت آشكار عبارت است از سرمه و انگشتر .
2ـ «عن علی بن ابراهيم القمی عن ابی جعفر عليه السلام فی هذه الاية ، قال : هی الثياب و الكحل و الخاتم و خضاب الكف و السوار . و الزينة ثلاث : زينة للناس و زينة للمحرم و زينة للزوج ، فاما زينة الناس فقد " « الا ما ظهر » " را خواستم . فرمود عبارتست از انگشتر و دستبند .
3ـ «عن بعض اصحابنا عن ابیعبدالله عليه السلام قال : قلت له : ما يحل للرجل من المرأه ان يری اذا لم يكن محرما ؟ قال : الوجه و الكفان و القدمان » ( 2 ) .
ترجمه : راوی كه يك شيعه است میگويد از حضرت صادق عليه السلام پرسيدم كه برای مرد نگاه كردن به چه قسمت از بدن زن جايز است در صورتی كه محرم او نباشد ؟ فرمود چهره و دو كف دست و دو قدم .
اين روايت متضمن حكم جواز نظر بر وجه و كفين است نه حكم عدم وجوب پوشيدن آنها و اينها دو مسأله جداگانه میباشند ولی بعدا خواهيم گفت
اشكال بيشتر در جواز نظر است نه در عدم وجوب پوشيدن . اگر نظر جائز باشد به طريق اولی پوشيدن واجب نيست . بعدا در اين باره بحث خواهيم كرد .
4ـ اسماء " دختر ابوبكر - كه خواهر عايشه بود - به خانه پيغمبر اكرم آمد در حالی كه جامههای نازك و بدن نما پوشيده بود . رسول اكرم روی خويش را از او برگرداند و فرمود :
« يا اسماء ان المرأه اذا بلغت المحيض لم تصلح ان يری منها الا هذا و هذا - و اشار الی كفه و وجهه » .
يعنی ای اسماء ! همينكه زن به حد بلوغ رسيد سزاوار نيست چيزی از بدن او ديده شود مگر اين و اين - اشاره فرمود به چهره و قسمت مچ به پائين دست خودش ( 3 ) .
اين روايات با نظر ابن عباس و ضحاك و عطا منطبق است نه با نظر ابن مسعود كه مدعی بوده است مقصود از زينت ظاهره جامه است . اساسا نظر ابن مسعود قابل توجيه نيست ، زيرا جامهای كه خود بخود آشكار است جامه رو است نه جامه زير ، و در اين صورت معنی ندارد كه گفته شود زنان زينتهای خود را آشكار نكنند مگر جامه رو را . جامه رو قابل پوشاندن نيست تا استثنا شود ، بر خلاف چيزهائی كه در كلمات ابن عباس و ضحاك و عطا است و در روايات شيعه اماميه آمده است . اينها اموری است كه قابل اين هست كه دستور پوشانيدن يا نپوشانيدن آنها داده شود . به هر حال اين روايات میفهماند كه برای زن پوشانيدن چهره و دستها تا مچ واجب نيست ، حتی آشكار بودن آرايشهای عادی و معمولی كه در اين قسمتها وجود دارد نظير سرمه و خضاب كه معمولا زن از آنها خالی نيست و پاك كردن آنها يك عمل فوق العاده به شمار میرود نيز مانعی ندارد . اين مطلب را توضيح میدهيم كه ما اين مسأله را از نظر خودمان بيان میكنيم و استنباط خودمان را ذكر مینمائيم ، و اما هر يك از آقايان و خانمها از هر كس كه تقليد میكنند عملا بايد تابع فتوای مرجع تقليد خودشان باشند . آنچه ما میگوئيم با فتوای بعضی از مراجع تقليد تطبيق میكند و ممكن است با فتوای بعضی ديگر تطبيق نكند ( هر چند فتوای مخالفی وجود ندارد ، هر چه هست به اصطلاح احتياط است نه فتوای صريح ) . غرض ما از اين بحث اين است كه شما با متون اسلام از نزديك آشنا شويد و به منطق اگر تنها عمل نكردن و پيروی از شهوات بود سهل بود . موضوع ، موضوع انكار اسلام و بیاعتقادی است . شما بايد با منطق و فلسفه اجتماعی اسلام از نزديك آشنا شويد تا بتوانيد جواب آن اشخاص را در برخوردها بدهيد . بديهی است تنها خواندن رسالههای عمليه و آگاهی بر متون فتواها برای اين منظور كافی نيست ، بحثی استدلالی ، هم از جنبه نقل و هم از جنبه فلسفه اجتماعی لازم است . اين جهت است كه اين بحث را بر ما ضروری و
لازم كرده است و اين است محرك ما در بحث استدلالی با بيان ادله و مدارك اين مسأله .
اما اينكه زن نسبت به محارم خود تا چه اندازه حق دارد پوشش نداشته باشد ، روايات و فتاوی مختلف است . آنچه از يك عده روايات استنباط میشود و بر طبق آن نيز بعضی از فقهاء فتوا دادهاند اين است كه از ناف تا زانو از محارم غير شوهر بايد پوشيده شود .
پاورقی :
1ـ نوعی زينت نظير دستبند كه به مچ پا میبستهاند
2ـ كافی جلد 5 صفحه 521 و وسائل جلد 3 صفحه . 25
3ـ سنن ابوداود ، جلد 2 صفحه . 383
دانلود کتاب الکترونیکی حجاب (130 کیلو بایت)
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 18:1  توسط حمید رضا الوندی
|

قسمت شانزدهم
برای مطالعه قسمت های قبل بر روی تصویر بالا و یا اینجا کلیک کنید
دانلود کتاب الکترونیکی حجاب (130 کیلو بایت)
زينت
در جمله بعد میفرمايد : " « و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها »" . كلمه " زينت " در عربی از كلمه " زيور " فارسی اعم است . زيرا زيور به زينتهائی گفته میشود كه از بدن جدا میباشد مانند طلا آلات و جواهرات ، ولی كلمه زينت هم به اين دسته گفته میشود و هم به آرايشهائی كه به بدن متصل است نظير سرمه و خضاب . مفاد اين دستور اينست كه زنان نبايد آرايش و زيور خود را آشكار سازند . سپس دو استثناء برای اين وظيفه ذكر شده است كه هر دو را مفصلا مورد بحث قرار میدهيم :
استثناء اول :
" « الا ما ظهر منها »" يعنی جز زينتهائی كه آشكار است . از اين عبارت چنين استفاده میشود كه زينتهای زن دو نوع است . يك نوع زينتی است كه آشكار است . نوع ديگر زينتی است كه " درباره اين استثناء سه قول است : اول اينكه مراد از زينت آشكار جامهها است ( جامههای رو ) ، و مراد از زينت نهان پای برنجن ( 1 ) و گوشواره و دستبند است . اين قول از ابن مسعود صحابی معروف نقل شده است .
قول دوم اينكه مراز از زينت ظاهره سرمه و انگشتر و خضاب دست است ، يعنی زينتهائی كه در چهره و دو دست تا مچ واقع میشود . اين ، قول ابن عباس است .
قول سوم اينست كه مراد از زينت آشكار ، خود چهره و دو دست تا مچ است . اين ، قول ضحاك و عطا است " . در تفسير صافی ذيل اين جمله يك عده روايات از ائمه اطهار نقل میكند كه ما بعد نقل خواهيم كرد .
در تفسير كشاف میگويد : " زينت عبارت است از چيزهائی كه زن خود را بدانها میآرايد از قبيل طلاآلات ، سرمه ، خضاب . زينتهای آشكار از قبيل انگشتر ، حلقه ، سرمه و خضاب مانعی نيست كه آشكار بشود و اما زينتهای پنهان از قبيل دست برنجن ، پای برنجن ، بازوبند ، گردنبند ، تاج ، كمربند ، گوشواره بايد پوشانيده شود . مگر از عدهای كه در خود آيه استثنا شدهاند " . میگويد :
" در آيه پوشانيدن خود زينتهای باطنه مطرح شده است نه محلهای آنها از بدن . اين به خاطر مبالغه در لزوم پوشانيدن آن قسمتهای از بدن است از قبيل ذراع ، ساق پا ، بازو ، گردن ، سر ، سينه ، گوش " . آنگاه صاحب كشاف پس از بحثی درباره موهای عاريتی كه به موی زن وصل میشود ، و بحث ديگری درباره تعيين مواضع زينت ظاهره اين بحث را پيش میكشد كه فلسفه استثناء زينتهای ظاهره از قبيل سرمه و خضاب و گلگونه و انگشتر و حلقه و مواضع آنها از قبيل چهره و دو دست چيست ؟
در جواب میگويد : " فلسفهاش اينست كه پوشانيدن اينها حرج است ، كار دشواری است بر زن . زن چارهای ندارد از اينكه با دو دستش اشياء را بردارد يا بگيرد و چهرهاش را بگشايد . خصوصا در مقام شهادت دادن و در محاكمات و در موقع ازدواج . چارهای ندارد از اينكه در كوچهها راه برود و خواه ناخواه از ساق به پائينتر يعنی قدمهايش معلوم میشود ، خصوصا زنان فقير ( كه جوراب و احيانا كفش ندارند ) . و اينست معنی جمله " « الا ما ظهر منها »" . در حقيقت مقصود اينست : مگر آنچه عاده و طبعا آشكار است و اصل اول ايجاب میكند كه آشكار باشد " .
صاحب كشاف آنگاه وارد فلسفه استثناء دوم ( محارم ) میشود . سپس وضع زنان را قبل از نزول اين آيات شرح میدهد كه گريبانهايشان گشاد و باز بود ، گردن و سينه و اطراف سينهشان ديده میشد ، و دامن روسريها را معمولا از پشت سر بر میگرداندند و قهرا قسمتهای گردن و بناگوش و سينه ديده میشد . فخر رازی در تفسير كبير پس از اينكه بحثی میكند درباره اينكه آيا لغت زينت تنها به زيبائيهای مصنوعی گفته میشود و يا زيبائيهای طبيعی را هم شامل است و خود رأی دوم را انتخاب میكند ، میگويد : " به عقيده كسانی مانند قفال كه میگويند مراد زيبائيهای طبيعی است ، مقصود از زينت آشكار ، چهره و دو دست تا مچ است در زنها ، و چهره و دو دست و دو پا است در مردها . به عقيده قفال چون ضرورت معاشرت ايجاب میكرده كه چهره و دو دست تا مچ باز باشد و شريعت اسلام شريعت سهل و آسان است پوشانيدن چهره و دو دست تا مچ واجب نشده است . . . و اما كسانی كه زينت را به امور مصنوعی حمل كردهاند گفتهاند مقصود از زينت ظاهره زينت چهره و دستها است از قبيل وسمه و گلگونه و خضاب و انگشتر . و علت اين استثناء اين است كه پوشانيدن اينها برای زن دشوار است . زن ناچار است كه با دستهای خود اشياء را بردارد و در مقام شهادت و محاكمه و ازدواج ناچار است چهره خويش بگشايد " .
درباره اين استثناء از ائمه اطهار عليه السلام زياد پرسش شده است و آنها جواب دادهاند . ما چند روايت از كتب حديث نقل میكنيم . در تفسير صافی نيز همين روايتها غالبا نقل شده است . ظاهرا در روايات شيعه در اين جهت اختلافی نيست . اينك روايتها :
1ـ «عن زراره عن ابی عبدالله عليه السلام فی قوله » تعالی : " الا ما ظهر منها " قال : الزينة الظاهره الكحل و الخاتم» ( 1 ) .
يعنی از امام صادق سؤال شد كه مقصود از زينت آشكار كه پوشيدنش برای زن واجب نيست چيست ؟ فرمود زينت آشكار عبارت است از سرمه و انگشتر .
2ـ «عن علی بن ابراهيم القمی عن ابی جعفر عليه السلام فی هذه الاية ، قال : هی الثياب و الكحل و الخاتم و خضاب الكف و السوار . و الزينة ثلاث : زينة للناس و زينة للمحرم و زينة للزوج ، فاما زينة الناس فقد " « الا ما ظهر » " را خواستم . فرمود عبارتست از انگشتر و دستبند .
3ـ «عن بعض اصحابنا عن ابیعبدالله عليه السلام قال : قلت له : ما يحل للرجل من المرأه ان يری اذا لم يكن محرما ؟ قال : الوجه و الكفان و القدمان » ( 2 ) .
ترجمه : راوی كه يك شيعه است میگويد از حضرت صادق عليه السلام پرسيدم كه برای مرد نگاه كردن به چه قسمت از بدن زن جايز است در صورتی كه محرم او نباشد ؟ فرمود چهره و دو كف دست و دو قدم .
اين روايت متضمن حكم جواز نظر بر وجه و كفين است نه حكم عدم وجوب پوشيدن آنها و اينها دو مسأله جداگانه میباشند ولی بعدا خواهيم گفت
اشكال بيشتر در جواز نظر است نه در عدم وجوب پوشيدن . اگر نظر جائز باشد به طريق اولی پوشيدن واجب نيست . بعدا در اين باره بحث خواهيم كرد .
4ـ اسماء " دختر ابوبكر - كه خواهر عايشه بود - به خانه پيغمبر اكرم آمد در حالی كه جامههای نازك و بدن نما پوشيده بود . رسول اكرم روی خويش را از او برگرداند و فرمود :
« يا اسماء ان المرأه اذا بلغت المحيض لم تصلح ان يری منها الا هذا و هذا - و اشار الی كفه و وجهه » .
يعنی ای اسماء ! همينكه زن به حد بلوغ رسيد سزاوار نيست چيزی از بدن او ديده شود مگر اين و اين - اشاره فرمود به چهره و قسمت مچ به پائين دست خودش ( 3 ) .
اين روايات با نظر ابن عباس و ضحاك و عطا منطبق است نه با نظر ابن مسعود كه مدعی بوده است مقصود از زينت ظاهره جامه است . اساسا نظر ابن مسعود قابل توجيه نيست ، زيرا جامهای كه خود بخود آشكار است جامه رو است نه جامه زير ، و در اين صورت معنی ندارد كه گفته شود زنان زينتهای خود را آشكار نكنند مگر جامه رو را . جامه رو قابل پوشاندن نيست تا استثنا شود ، بر خلاف چيزهائی كه در كلمات ابن عباس و ضحاك و عطا است و در روايات شيعه اماميه آمده است . اينها اموری است كه قابل اين هست كه دستور پوشانيدن يا نپوشانيدن آنها داده شود . به هر حال اين روايات میفهماند كه برای زن پوشانيدن چهره و دستها تا مچ واجب نيست ، حتی آشكار بودن آرايشهای عادی و معمولی كه در اين قسمتها وجود دارد نظير سرمه و خضاب كه معمولا زن از آنها خالی نيست و پاك كردن آنها يك عمل فوق العاده به شمار میرود نيز مانعی ندارد . اين مطلب را توضيح میدهيم كه ما اين مسأله را از نظر خودمان بيان میكنيم و استنباط خودمان را ذكر مینمائيم ، و اما هر يك از آقايان و خانمها از هر كس كه تقليد میكنند عملا بايد تابع فتوای مرجع تقليد خودشان باشند . آنچه ما میگوئيم با فتوای بعضی از مراجع تقليد تطبيق میكند و ممكن است با فتوای بعضی ديگر تطبيق نكند ( هر چند فتوای مخالفی وجود ندارد ، هر چه هست به اصطلاح احتياط است نه فتوای صريح ) . غرض ما از اين بحث اين است كه شما با متون اسلام از نزديك آشنا شويد و به منطق اگر تنها عمل نكردن و پيروی از شهوات بود سهل بود . موضوع ، موضوع انكار اسلام و بیاعتقادی است . شما بايد با منطق و فلسفه اجتماعی اسلام از نزديك آشنا شويد تا بتوانيد جواب آن اشخاص را در برخوردها بدهيد . بديهی است تنها خواندن رسالههای عمليه و آگاهی بر متون فتواها برای اين منظور كافی نيست ، بحثی استدلالی ، هم از جنبه نقل و هم از جنبه فلسفه اجتماعی لازم است . اين جهت است كه اين بحث را بر ما ضروری و
لازم كرده است و اين است محرك ما در بحث استدلالی با بيان ادله و مدارك اين مسأله .
اما اينكه زن نسبت به محارم خود تا چه اندازه حق دارد پوشش نداشته باشد ، روايات و فتاوی مختلف است . آنچه از يك عده روايات استنباط میشود و بر طبق آن نيز بعضی از فقهاء فتوا دادهاند اين است كه از ناف تا زانو از محارم غير شوهر بايد پوشيده شود .
پاورقی :
1ـ نوعی زينت نظير دستبند كه به مچ پا میبستهاند
2ـ كافی جلد 5 صفحه 521 و وسائل جلد 3 صفحه . 25
3ـ سنن ابوداود ، جلد 2 صفحه . 383
دانلود کتاب الکترونیکی حجاب (130 کیلو بایت)
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 17:56  توسط حمید رضا الوندی
|